تو را همانگونه که هستی قبول دارم

بدون شرح

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد؛

یک لحظه آفتاب در هوای سرد غنیمت می‌شود.

خدا در مواقع سختی‌ها تنها پناه می‌شود.

یک قطره نور در دریای تاریکی همه‌ی دنیا می‌شود.

یک عزیز وقتی که از دست رفت همه کس می‌شود.

پاییز وقتی که تمام شد،

به نظر قشنگ و قشنگ‌تر می‌شود …

امروز به همه چیز خوب بنگر،

قدر داشته‌هایت را بدان و سپاسگزار پروردگارت باش!

عزیزانت را در آغوش بگیر،

بگو که چقدر آنها را دوست داری!

به زندگی‌ات عشق بورز و زیبا زندگی کن …

فرصت‌ها را از دست نده!

زندگی آنقدرها هم طولانی نیست …

شاید فردایی نباشد!

قدرش را بدان!

 

نوشته شده در سه شنبه 1393/11/28ساعت 13:36 توسط مریم| |

 میرزا محمد تقی‌خان فراهانی"مشهور به امیرکبیر، یکی از صدراعظم‌های ایران در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار بود. امیرکبیر همسر عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین‌شاه قاجار، پدر تاج‌الملوک همسر مظفرالدین‌شاه قاجار و پدربزرگ محمدعلی‌شاه، ششمین پادشاه از دودمان قاجار بود. اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی به صدارت آغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او دنبال شد. مدت صدارت امیرکبیر ۳۹ ماه (سه سال و سه ماه) بود. وی بنیان‌گذار دارُالفُنون بود که برای آموزش دانش و فناوری‌های نو به فرمان او در تهران پایه‌گذاری شد. هم‌چنین انتشار روزنامهٔ وقایع اتفاقیه از جمله کارهای وی به‌شمار می‌آید. امیرکبیر پس از این که با دسیسهٔ اطرافیان شاه از جایگاه خود برکنار و به کاشان تبعید شد، در حمام فین به دستور ناصرالدین‌شاه و توسط حاجب‌الدوله به قتل رسید. پیکر وی در شهر کربلا به خاک سپرده شده ‌است. میرزا محمدتقی خان امیرکبیر فرزند کربلایی قربان بیگ فراهانی در سال ۱۱۸۶ در هزاوه فراهان از توابع اراک (سلطان آباد پیشین) متولد شد. کربلایی قربان پدر امیرکبیر در دستگاه میرزا عیسی (میرزا بزرگ) پدر میرزا ابوالقاسم قائم‌‌مقام سمت آشپزی داشت. مادر امیرکبیر فاطمه‌سلطان دختر استاد شاه محمد‌بنا از اهالی فراهان بود. میرزا محمدتقی خان به خاطر هوش و استعداد کم‌نظیرش از همان دوران نوجوانی مورد توجه میرزابزرگ و سپس قائم‌مقام فراهانی قرار گرفت و به ترتیب به سمت منشی‌گری آن دو دست یافت و به سرعت مورد توجه قائم‌مقام و عباس میرزا نایب‌السلطنه قرار گرفت. اولین تجربه سیاسی میرزامحمدتقی خان همراهی خسرومیرزا فرزند نایب‌السلطنه و هیئت همراه او در سفرش به روسیه تزاری بود. این سفر به‌دنبال قتل گریبایدوف وزیر مختار روسیه در تهران و در شوال ۱۲۴۴ و به منظور عذرخواهی از واقعه قتل گریبایدوف صورت گرفت. میرزاتقی خان طی سالهای آتی بیش‌از‌پیش در انجام امور دیوانی و غیره لیاقت و شایستگی نشان داد و در اواخر دوران سلطنت فتحعلی‌شاه در دستگاه محمدخان زنگنه امیرنظام و پیشکار آذربایجان وارد خدمت شد. چند سال بعد و در ۱۲۵۳ قمری میرزا محمدتقی وزیر نظام آذربایجان گردید. میرزا محمدتقی که اینک به امیرنظام ملقب شده بود در ۱۶ شوال ۱۲۵۳ به همراه ناصرالدین میرزا ولیعهد عازم روسیه شد و در ارمنستان (ایروان) با نیکلای اول تزار روسیه ملاقات کرد. از مهمترین مأموریتهای سیاسی امیرنظام در دوران سلطنت محمد شاه ریاست نمایندگی دولت ایران در کمیسیون صلح ارزنة‌الروم بود که به عنوان "وکیل تام الاختیار" ایران در ماه صفر ۱۲۵۹ آغاز شد و به‌رغم تمام مشکلاتی که بروز کرد پس ‌از چهار سال که از اقامت امیرکبیر در عثمانی سپری می‌شد قرارداد صلح مطلوبی با عثمانی به امضا رسید. پس از عقد قرارداد صلح در ۱۶ جمادی الثانی ۱۲۶۳ امیرنظام سخت مورد تشویق و تفقد محمدشاه قرار گرفت. امیرنظام که از سالها قبل با ناصرالدین میرزا الفت و نزدیکی پیدا کرده بود پس از فوت محمدشاه مقتدرانه مقدمات و اسباب بر تخت نشستن ناصرالدین شاه را فراهم آورد و در ۱۴ شوال ۱۲۶۴ سلطنت ناصرالدین شاه را اعلام کرد. گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org امیرنظام که با آغاز سلطنت ناصرالدین شاه منصب صدراعظمی یافته بود در ۲۲ ذیقعده ۱۲۶۴ علاوه بر لقب امیرنظامی به القاب امیرکبیر اتابک اعظم نیز مفتخر شد. امیرکبیر مدت کوتاهی پس از صدارت اصلاحات سیاسی، امنیتی، مالی، اقتصادی و فرهنگی اش را آغاز کرد و در این میان ایجاد امنیت و پایان دادن به شورشها و یاغی گریها و نیز اصلاحات مالی و جلوگیری از اجحافات پیدا و پنهان صاحبان قدرت و نفوذ را در اولویت برنامه های خود قرار داد و مدت کوتاهی پس از صدارت نشان داد که قصد دارد از نفوذ و دخالت بیگانگان (روس و انگلیس) در امور مختلف کشور بکاهد. از جمله اقدامات مهم امیرکبیر پایان دادن و سرکوب شورش محمدحسن خان سالار فرزند اللهیارخان آصف الدوله در خراسان (در نوروز ۱۲۶۶ ق) بود. در همان حال امیرکبیر ضمن نظم بخشیدن بر امور دستگاه سلطنت و حکومت و کنترلی که بر اعمال و رفتار دیوانیان، شاهزادگان، خاندان سلطنت، رجال و صاحبان قدرت و غیره اعمال می‌کرد اصلاحات گسترده ای در امور اداری کشور به عمل آورد و با ریشه‌کن کردن بسیاری از مفاسد اداری و مالی در اداره امور کشور نظمی نو پدید آورد؛ بگذریم از این که اقدامات اصلاحی امیرکبیر برخی از مهمترین دیوانیان و صاحبان نفوذ و قدرت را با او دشمن کرد. از دیگر اصلاحات امیرکبیر بازسازی ارتش و قشون و پایه‌گذاری نظمی نو در نیروی نظامی کشور بود. آگاهان و ناظران امور در همان روزگار از سازمان نظامی جدیدی که امیرکبیر پایه گذاری کرد سخت تمجید و تحسین می‌کنند. از دیگر اقدامات امیرکبیر ایجاد چاپارخانه، تذکره خانه (اداره گذرنامه)، بنای بازار و تیمچه و سرای امیر در تهران، تأسیس سازمان اطلاعاتی - جاسوسی و خبررسانی و خفیه‌نویسی بود که در دوران صدارت او بسیار کارآمد عمل می‌کرد. امیرکبیر همچنین تلاشهای بسیاری برای اصلاحات قضایی و به تبع آن از میان برداشتن رسم بست‌نشینی انجام داد که در موارد بسیار، روندی انحراف‌‌آمیز یافته بود. گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org از مهمترین اقدامات امیرکبیر تأسیس دارالفنون بود که پس از تلاشهای بسیار در ۵ ربیع‌الاول ۱۲۶۸و فقط ۱۳ روز قبل از قتل امیرکبیر افتتاح شد. امیرکبیر در همان دوران کوتاه صدارت (۱۲۶۴─ ۱۲۶۸ قمری) گامهای استواری برای توسعه اقتصادی و صنعتی کشور و نیز رشد اقتصاد تجاری کشور برداشت و برای مثبت شدن تراز بازرگانی خارجی ایران تلاشهای فراوانی انجام داد. انتشار روزنامه وقایع‌اتفاقیه، تلاش برای ترجمه و انتشار کتب از دیگر اقدامات امیرکبیر بود. امیرکبیر که خود فردی مذهبی بود در ارتقاء شأن و منزلت علما و روحانیون کوشید. به‌ویژه نقش برجسته امیرکبیر در سرکوب شورش باب و از میان برداشتن فتنه ‌بابیه که با محاکمه و اعدام سید علی‌محمدباب به‌پایان رسید، روابط امیرکبیر و علمای دینی را بیش‌از‌پیش تحکیم بخشید. وطن‌دوستی و مخالفت شدید امیرکبیر با نفوذ کشورهای خارجی در ایران، تلاش برای برقراری عدالت و امنیت، جلوگیری از شکنجه و آزار متهمان و مجرمان، جلوگیری از پناهندگی جنایتکاران و مجرمین سیاسی و غیره در سفارتخانه‌های خارجی و تلاش برای قطع ارتباط جاسوسی - اطلاعاتی اتباع داخلی برای نمایندگان خارجی از دیگر اقدامات اصلاح گرانه امیرکبیر در طول دوران کوتاه (چهار ساله) صدارت بود. امیرکبیر که از همان آغاز صدارت سخت مورد حمایت و اعتماد ناصرالدین شاه قرار گرفته بود در روز جمعه ۲۲ ربیع‌الاول ۱۲۶۵ با ملک‌زاده خانم عزت‌الدوله خواهر تنی شاه ازدواج کرد. امیرکبیر دو بار ازدواج کرد. ازدواج اول وی با "جان‌جان خانم" دختر حاج شهبازخان (عموی امیرکبیر) بود. به نوشته دکتر پولاک، امیر در زمان صدارت خود از این زن جدا شده و "جان جان خانم" حدود سال ۱۲۴۸ در آذربایجان درگذشت. دومین همسر امیر، یگانه خواهر تنی ناصرالدین‌شاه بود که "ملک‌زاده خانم" نام داشت و به عزت‌الدوله ملقب بود که در ۲۶ بهمن ۱۲۲۷ (۲۲ ربیع‌الاول ۱۲۶۵ قمری) با وی ازدواج کرد. او دختر محمد شاه و مهد علیا بود. او در شانزده سالگی به عقد ازدواج امیر در آمد. امیر در این هنگام حدود چهل و سه ساله بوده است. این ازدواج ظاهراً به خواست و اشاره ناصرالدین شاه صورت گرفته است. این معنا از نامه‌ای که امیر به پادشاه نوشته است بر می‌آید: از اول بر خود قبله عالم معلوم است که نمی‌خواستم در این شهر صاحب خانه و عیان شوم. بعد، به حکم همایون و برای پیشرفت خدمت شما، این عمل را اقدام کردم. تلاشهای اصلاحگرانه امیرکبیر مدتی طولانی تداوم نیافت و در حالی که سیاست خارجی مستقل امیرکبیر و تلاشهای جدی او برای قطع نفوذ و دخالت روس و انگلیس می‌رفت تا طلیعه آغاز عصر نوینی در کشور شود، توطئه‌های نمایندگان سیاسی این دو کشور و همگامی بدخواهان پیدا و پنهان داخلی امیرکبیر با سیاست بیگانگان به‌تدریج موجبات رنجش و سپس نومیدی و خشم ناصرالدین شاه را از او فراهم آورده از صدارت اعظمی و دیگر مشاغل اداری و نظامی‌اش معزول کرده و به شهر کاشان تبعید کرد. بدین ترتیب با دسیسه بیگانگان و همدستی و خیانت گروهی از عوامل اثرگذار داخلی، ناصرالدین شاه، حاجی علی مراغه ای (حاجب‌الدوله) را مأمور قتل امیرکبیر کرد. میرزا محمدتقی خان امیرکبیر، این لایق‌ترین صدراعظم ایران در محرم ۱۲۶۸ از مقام صدارت عظمی عزل شد و در شب شنبه 20 دی 1230 (163 سال پیش) به دستور ناصرالدین‌شاه و توسط حاجب‌الدوله در حمام فین کاشان به قتل رسید. برکناری از صدارت و قتل ناجوانمردانه او چیزی نبود جز از بین بردن ریشه های ترقی خواهی و نگرش مثبتی که امیرکبیر برای ایران داشت اما خیلی ها چشم دیدنش را نداشتند. میرزا محمدتقی خان فراهانی ستاره بی‌نظیری در تاریخ ایران‌زمین بود که صدارت باکفایتش تحمل خیلی‌ها را طاق کرد و سرانجام حکم قتل او را از ناصرالدین شاه گرفتند. مقبره امیرکبیر در شهر کربلای معلی می باشد. درباره محل خاکسپاری امیرکبیر همه منابع تاریخی اجماع دارند که پیکر میرزا تقی خان امیرکبیر را ابتدا در همان کاشان دفن کردند. به گفته میرزا جعفر حقایق‌نگار خورموجى، پیکر امیر را روز بعد از شهادت به قبرستان "پشت مشهد" کاشان بردند و به رسم امانت کنار قبر "سید محمد تقی پشت مشهدی" از علمای مشهور کاشان به خاک سپردند. اما چند ماه بعد، با پیگیری‌های "عزت‌الدوله" همسر امیرکبیر، که نقش بزرگی کنار مجاهدت و پایداری امیر داشت و می دانست جسم بی جان او نیز نباید نزد شاهان قاجار باشد، کالبد امیر را به کربلای معلی منتقل نموده و دفن کردند تا روح این بزرگمرد ایران زمین برای همیشه در رواق شرقی حرم مطهر سیدالشهداء(ع) آرام گیرد. هرچند اینكه چرا او را به كربلا بردند و اینكه چطوری در آن زمان جسد این مرد بزرگ را با امكانات محدود آن زمان به عراق منتقل كرده اند؛ هنوز هم جای سوال است. اما چیزی كه بیش از همه مایه شرمندگیست این است كه اكثر قریب به اتفاق ایرانی ها نمی دانند مزار این اسطوره تاریخ كجاست. تا زمانی كه روابط ایران و عراق تیره بود و كسی حق سفر به كربلا را نداشت شاید این ندانستن توجیه داشت ولی امروزه با سفرهای متعدد مردم به عراق و كربلا جای بسی تاسف است كه حتی یكی از كسانی كه از کربلا بر می گردد نمی داند كه امیركبیر (صدر اعظم ایران در زمان ناصر الدین شاه) هم در آنجا دفن بوده است. بزرگمردی كه با دسیسه های یك سری وطن فروش و طماع در حمام فین كاشان به قتل رسید و بسیاری از داشته های امروزمان را مدیون او هستیم. امید است عموم ایرانیان، آرامگاه او را نیز زیارت کنند تا همگان بدانند که کنار سرور و سالار شهیدان، آزادگانی بزرگ نیز عاشقانه آرمیده اند ! روحش شاد و نام نیک این بزرگمرد پر آوازه باد

نوشته شده در یکشنبه 1393/10/28ساعت 15:48 توسط مریم|

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 پیش از اینها فکر می‌کردم خدا
خانه ای دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا


پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برق کوچکی از تاج او
هر ستاره، پولکی از تاج او


اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان

رعد وبرق شب، طنین خنده اش
سیل و طوفان، نعره توفنده اش

دکمه ی پیراهن او، آفتاب
برق تیغ خنجر او ماهتاب

هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست


پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان، دور از زمین


بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت


هر چه می‌پرسیدم، از خود، از خدا
از زمین، از آسمان، از ابرها

زود می‌گفتند: این کار خداست
پرس وجو از کار او کاری خطاست


هرچه می‌پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است

تا ببندی چشم، کورت می‌کند
تا شدی نزدیک، دورت می‌کند


کج گشودی دست، سنگت می‌کند
کج نهادی پای، لنگت می‌کند

با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو و غول بود

خواب می‌دیدم که غرق آتشم
در دهان اژدهای سرکشم

در دهان اژدهای خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین


محو می‌شد نعره هایم، بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا ...

نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا


هر چه می‌کردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود

مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه


تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صدها مسئله

مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود


تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر

در میان راه، در یک روستا
خانه ای دیدم، خوب و آشنا


زود پرسیدم: پدر، اینجا کجاست؟
گفت، اینجا خانه‌ی خوب خداست!

گفت: اینجا می‌شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند


با وضویی، دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد

گفتمش، پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست؟ اینجا، در زمین؟


گفت : آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست

مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است


عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی

خشم، نامی ‌از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست


قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است

دوستی را دوست، معنی می‌دهد
قهر هم با دوست معنی می‌دهد


هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است...

تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان و آشناست


دوستی، از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر

آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد


آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود

می‌توانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاک و بی ریا


می‌توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد

می‌توان درباره ی گل حرف زد
صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد


چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت

می‌توان با او صمیمی ‌حرف زد
مثل یاران قدیمی‌ حرف زد


می‌توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند

می‌توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد


می‌توان درباره ی هر چیز گفت
می‌توان شعری خیال انگیز گفت


مثل این شعر روان و آشنا:
پیش از اینها فکر می‌کردم خدا



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نوشته شده در شنبه 1393/09/01ساعت 11:42 توسط مریم| |

زیبایی مرد در فصاحت زبان اوست

حضرت محمد (ص)

 

*******سخنان بزرگان*******

 

سخن را زیوری جز راستی نیست

جامی

 

*******سخنان بزرگان*******

 

آینده را ما می سازیم مگر از دیروز تا امروز را نساخته ایم

حسین بهزاد

 

*******سخنان بزرگان*******

تنها نعمتی که به رنج زیستن می ارزد آزدی است

محمد حجازی
 

*******سخنان بزرگان*******

به زیبائی بیاندیش ، نه برای انگیزش ، که در جهت تعالی
زیبائی به هر جا آرامش می آورد ، چه دست ساز انسان چه طبیعی

پاول ویلسون

 

*******سخنان بزرگان*******

از زندگی خود لذت ببرید
بدون آنکه آنرا با زندگی دیگران مقایسه کنید

کندورسه

 

*******سخنان بزرگان*******

 

یکی از ناشناخته ترین لذت ها در زندگی حرف زدن با خویشتن است

فرانسیس رواتر

 

*******سخنان بزرگان*******

 

تا از عادت پرستی بدر نیائی و دست برنداری ، حقیقت ورز نشوی

عین القضاه همدانی

 

*******سخنان بزرگان*******

 

منشاء غم های گران را بیشتر در وجود خود جستجو کنید
تا در وجود دیگران

پل پوژه

 

*******سخنان بزرگان*******

 

کارهای تکراری ما نشانه شخصیت ماست

ارسطو

 

*******سخنان بزرگان*******

 

اراده های ضعیف همواره به صورت حرف و گفتار خودنمائی می کنند
لیکن اراده قوی جز در لباس عمل و کردار ظهور نمی یابد

گوستاو لوبون

 

*******سخنان بزرگان*******

 

برای یک کشتی که معلوم نیست به کدام بندرگاه می رود
باد موافق معنا ندارد

میشل دو مونتی

 

*******سخنان بزرگان*******

 

یکی از دشوارترین کارها برای هر فرد آن است
که روی سطح یخ زده ومرطوب زمین بخورد و وقتی بلند می شود ، خدا را شکر کند

لرد باکلی

 

*******سخنان بزرگان*******

 

ما در جوار یکدیگر زندگی می کنبم
پس اولین مقصود ما در زندگی این است که به یکدیگر محبت کنیم
و اگر نمی توانی دست کم دیگران را آزار ندهیم

دالائی لاما

 

*******سخنان بزرگان*******

 

اگر بدنبال فرصت ها بگردیم چند برابر می شوند
و اگر آنها را نادیده بگیریم از میان می روند

جان ویکر

 

*******سخنان بزرگان*******

 

هرگاه کسی که نیکی می کند
با نتیجه آن خود را مشغول نسازد
آنوقت حس غضب و خود خواهی در قلب او خاموش می شود

بودا

 

*******سخنان بزرگان*******

 

مشورت کنید و افکار خود را با هم بسنجید
تا از میان آنها راستی زائیده شود

حضرت علی (ع)

 

*******سخنان بزرگان*******

 

کسی که می خواهد درو کند باید بکارد

مثل آلمانی

 

*******سخنان بزرگان*******

 

انسان دانا به جای آنکه در انتظار رسیدن فرصت خوب در زندگی باشد
خود آنرا به وجود می آورد

فرانسیس بیکن

 

*******سخنان بزرگان*******

 

شکر گزاری نه تنها بزرگترین فضیلت است
بلکه منشاء سایر نیکی ها نیز هست

سیسرو

 

*******سخنان بزرگان*******

 

اگر یکی از مشتاقان کتاب هستید
بزرگترین خوشبختی جهان را دارا هستید

ژول کاراوتی

 

*******سخنان بزرگان*******

 

حافظه خوب ، حافظه ای است که بداند چگونه امور بی اهمیت را فراموش کند

کلیفتون فادیمن

 

*******سخنان بزرگان*******

 

بزرگترین فن زندگی استفاده از فرصت های بی نظیری است که بر ما می گذرد

سالوبیل

 

*******سخنان بزرگان*******

نهال دوستی واقعی آهسته رشد می کند

ژرژ واشنگتن

 

*******سخنان بزرگان*******

 

هرگز تکبر نداشته باش که هنر را تکبر نیست

حسین بهزاد

 

*******سخنان بزرگان*******

 

از پیروزی تا سقوط فقط یک ثانیه فاصله است

ناپلئون
 

*******سخنان بزرگان*******

پرسش های ما افکار ما را می سازند

آنتونی رابینز

نوشته شده در یکشنبه 1393/08/04ساعت 14:12 توسط مریم|

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org 

 

 

:: خاله ::

 


معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو كشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.

زیر شاخه ها:
شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است.
دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.

نکته: داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است.
 


:: عمه ::


معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد یا هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل :
1. جواب همه ی فحش هایی كه می دهید. مثال: ...
2. جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره...
3. خیلی چیزهای بدِ دیگه که از ذكر مثال معذوریم...
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیك).

زیر شاخه ها:
شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است.
پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند.
چهره های معروف: عمه لیلا. ترجیع بند: دختر كه رسید به بیست، باید به حالش گریست.
مشاغل كاذب: Match-Making

نکته: داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است.
 


:: دائی ::


معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد یا هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعریف كنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.

زیر شاخه ها:
زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید.
پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون. ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست.
مشاغل كاذب: فوتبال، شرکت در مصاحبه های رادیو تلویزیونی.

نکته: سعی كنید حتما حداقل یك دایی داشته باشید. اگر هم نداشتید می تونید شبا خوابشو ببینید و تو عالم رویا بگید آخیش چی میشد ما هم تو این دنیا یه دونه دایی داشتیم!
 


:: عمو ::


معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قورمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قورمه سبزی، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.

زیر شاخه ها:
زن عمو: یك زن كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر شما می گیرد.
دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید.
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو جون سلیمون.
مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی.

نکته: داشتن یك عموی پولدار خیلی خوب است.

نوشته شده در چهارشنبه 1393/07/09ساعت 14:16 توسط مریم|

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 گله میکرد ز مجنون لیلی
که شده رابطه مان ایمیلی

حیف از آن رابطه ی انسانی
که چنین شد که خودت میدانی

عشق وقتی بشود داتکامی
حاصلش نیست بجز ناکامی

نازنین خورده مگر گرگ ترا
برده یا دات نت و دات ارگ ترا

بهرت ایمیل زدم پیشترک
جای سابجکت نوشتم به درک

به درک گر دل من غمگین است
به درک گر غم من سنگین است

به درک رابطه گر خورده ترک
قطع آنهم به جهنم به درک

آنقدر دلخور از این ایمیلم
که به این رابطه هم بی میلم

مرگ لیلی، نت و مت را ول کن
همه را جای OK کنسل کن

OFF کن کامپیوتر را جانم
یار من باش و ببین من ON ام

اگرت حرفی و پیغامی هست
روی کاغذ بنویسش با دست

نامه یک حالت دیگر دارد
خط تو لطف مکرر دارد

خسته از font و ز format شده ام
دلخور از گِردِلی @ (ات) شده ام …

کرد ریپلای به لیلی، مجنون
که دلم هست از این سابجکت خون

باشه فردا تلفن خواهم کرد
هرچه گفتی که بکن خواهم کرد

زودتر پیش تو خواهم آمد
هی مرتب به تو سر خواهم زد

راست گفتی تو عزیزم لیلی
دیگر از من نرسد ایمیلی

نامه ای پست نمودم بهرت
به امیدی که سرآید قهرت



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نوشته شده در سه شنبه 1393/06/18ساعت 9:53 توسط مریم| |

تخمه ها مانند ماهی ها از نظر امگا ۳ غنی اند. امگا ۳ موجود در تخمه ها به کاهش بی نظمی های ضربان قلب، تری گلیسرید خون، خطرات تشکیل لخته، سرعت سخت شدن شرایین، خطر فشارخون بالا و کاهش سرطان و اختلالات رفتاری در جوانان کمک می کند و برعکس امگا۳ های دارویی، خطر مسمومیت ندارند. تخمه ها منبع غنی چربی هستند که هنگام رسیدن، مقدار زیادی از نشاسته خود را از دست می دهند و به میزان چربی آنها افزوده می شود. از نظر نوع چربی هم دارای اسیدهای چرب اشباع و غیراشباع هستند که البته مقدار اسیدهای چرب غیر اشباع (مفید) آنها بیشتر است... در ادامه ایمیل به خواص برخی از انواع تخمه ها اشاره می کنیم.
 


تخمه آفتابگردان: انرژی ساز

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


تخمه آفتابگردان سرشار از فسفر، منگنز، روی، پتاسیم، منیزیم، آهن و حاوی میزان قابل توجهی فولات (اسیدفولیک)، ویتامین۵ Bو ویتامین های دیگر گروه B است که این ویتامین ها باعث می شوند بدن به خوبی بتواند از کربوهیدرات ها (قندها) استفاده کند و پرانرژی باشد. یک مشت تخمه آفتابگردان ۵۵ درصد تیامین یا همان ویتامین ۱ Bموردنیاز روزانه افراد را تامین می کند. تخمه های آفتابگردان سرشار از اسیدهای چرب اشباع نشده چند باندی، به خصوص اسیدلینولئیک هستند که نوعی اسیدچرب امگا ۶ محسوب می شود.

علاوه بر این، این تخمه حاوی اسیدهای چرب اشباع نشده تک باندی نیز است که این اسیدهای چرب برای سلامت قلب و عروق بسیار مفیدند. یک مشت از این تخمه ها، ۹۰ درصد نیاز روزانه به ویتامین E را تامین می کند. در ۱۰۰ گرم تخمه آفتابگردان ۵۸۰ کالری انرژی نهفته است. این تخمه حاوی ۲۴ درصد مواد پروتئینی، ۴۷ درصد روغن، ۲۰ درصد کربوهیدرات و سرشار از فسفر، پتاسیم، آهن، کلسیم، منیزیم و ویتامین A، B و E است.
 


تخمه هندوانه: دشمن پوکی استخوان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


۱۰۰ گرم تخمه هندوانه، ۵۹۰ کالری انرژی دارد و در ۱۰ عدد آن، ۵ کالری انرژی نهفته است. ترکیب های موجود در این تخمه مانند انواع دیگر است و مصرف متعادل آن می تواند از کم خونی، بی اشتهایی، سوءجذب و التهاب جلوگیری کند. این تخمه بیشتر به نام تخمه جابانی (ژاپنی) معروف است و کلسیم آن برای زنان یائسه در پیشگیری از ابتلا به پوکی استخوان مفید به نظر می رسد. تخمه جابانی با توجه به گونه های مختلف هندوانه اندازه های ریز و درشت دارد و می توان آن را به صورت بوداده در طعم های نمکی (البته کم نمک)، گلپر و آبلیمو مصرف کرد.
 


تخمه خربزه: خون ساز

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


مغز تخمه خربزه بوداده حاوی چربی، پروتئین، آهن، ویتامین E و فیبر است. تخمه خربزه نیز غنی از مواد معدنی و ویتامین هاست، به خونسازی کمک می کند و خاصیت آنتی اکسیدان دارد.
 


تخمه کدو: سلامت پروستات

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


با خوردن ۱۰۰ گرم تخمه کدو نیمی از نیاز روزانه بدن به منگنز، منیزیم و فسفر تامین می شود. تخمه کدو می تواند برای سالمندانی که در معرض پوکی استخوان قرار دارند آجیل مناسبی باشد. به علاوه تخمه کدو در حفظ سلامت پروستات نقش ضدالتهابی ایفا می کند. تخمه کدو تنبل بهترین منبع منیزیم است و به گفته دانشمندان، سطح بالای منیزیم در خون تا ۴۰ درصد احتمال مرگ زودرس را کاهش می دهد.

در پاییز که فصل کدوتنبل است می توانید تخمه آن را خشک و این دانه را به برنامه غذایی روزانه تان اضافه کنید. در هر ۳۰ گرم دانه برشته شده کدو تنبل، ۱۵۰ میلی گرم منیزیم وجود دارد. برخلاف افکار عمومی تخمه کدو دفع کننده کرم است و باعث افزایش و تقویت حافظه می شود. تخمه کدوی کاغذی نیز سرشار از فیتوسترول و ویتامین E و اسیدهای چرب لینولئیک است و برای ورم پروستات و سوزش مجاری ادرار استفاده می شود.
 


مغز تخمه پوست کنده بخوریم یا نه؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


از مصرف مغز تخمه ها به صورت پوست کنده و آماده حتی الامکان خودداری کنید زیرا در این صورت هم از مصرف تخمه لذت کمتری می برید، هم کالری خیلی بالایی دریافت می کنید. علاوه بر اینها، احتمال اکسیده شدن این مغز تخمه ها بیش از خود تخمه هاست. در ضمن اگر از هر چند تخمه ای که می خورید یکی تلخ است معنی آن این است که این تخمه ها در حال فساد هستند.
 


و امــــــــا؛ مضرات مصرف بی رویه تخمه ها

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در مصرف انواع تخمه ها محتاط باشید چراکه زیاده روی در مصرف آنها به دلیل چربی و کالری بالا منجر به اضافه وزن می شود و نمک به کار رفته در آنها برای طعم دار شدن باعث افزایش فشارخون و برخی عوارض دیگر در بدن خواهد شد بنابراین بهتر است از آجیل هایی استفاده کنید که طعم دیگری به غیر از شوری برای آنها در نظر گرفته شده است. اگرچه تخمه ها از هر نوع فیبر محلول و نامحلول، غنی هستند ولی عمدتا میزان فیبر نامحلول بالاتری دارند. مصرف متعادل این خوراکی برای افرادی که به یبوست، بیماری های التهابی، سرطان روده بزرگ، افزایش چربی و فشارخون مبتلا هستند، مناسب خواهد بود.

فراموش نکنید در اثر حرارت نامطلوب، چربی تخمه نیز دستخوش تغییرات نامطلوب و روغن مفید آن به روغنی مضر تبدیل می شود. پروتئین و کربوهیدرات های آن نیز به علت قهوه ای شدن افت تغذیه ای پیدا می کند. اگر درجه حرارت خیلی بالا باشد، با تشکیل مواد سمی که بوی تند نامطلوبی دارد شروع به تجزیه شدن و سوختن می کنند بنابراین توصیه می شود همیشه از آجیل های بو نداده استفاده کنید یا در صوت لزوم، بو داده آن را از مراکز معتبر وزارت بهداشت که دارای مجوز بهداشتی و تاریخ مصرف هستند، تهیه کنید.

 

نوشته شده در شنبه 1393/05/11ساعت 16:52 توسط مریم| |

وقتی از خانم‌ها می‌پرسید که از چه چیزهایی در مورد مردها بدشان می‌آید، لیستی بی‌انتها جلو رویتان می‌گذارند. بااینکه چیزهایی که زن‌ها درمورد مردها بدشان می‌آید ترکیبی از ویژگی‌های کوچک و بزرگ است، اینجا به ۱۰ مورد از آزاردهنده‌ترین این ویژگی‌ها اشاره می‌کنیم:

1. قسم دروغ
بااینکه بیشتر خانم‌ها از قسم خوردن آقایان وقتی خودشان ناراحتند بدشان نمی‌آید اما از مردهایی که فکر می‌کنند قسم خوردن تنها راهی است که حرفشان را باور کنند متنفرند.

2. سلطه‌گری
بیشتر خانم‌ها مردی می‌خواهند که از آنها محافظت کند و به آنها احساس امنیت دهد اما به دنبال دیکتاتوری که به آنها دستور دهد چه بکنند و کجا بروند و با کی حرف بزنند و یا چه بپوشند نیستند. زنان از مردانی که قصد کنترل دارند می‌ترسند و از آنها فرار می‌کنند.

3. متعهد نشدن
خیلی مهم است که مردها درک کنند که وقتی همه چیز جدی می‌شود، زن‌ها توقع دارند که شما دو نفر خودتان را محدود به همدیگر کنید. زن‌ها از اینکه بازیچه کسی قرار بگیرند و با کسی بمانند که از متعهد شدن می‌ترسد متنفر هستند.

4. رمانتیک نبودن
زن‌ها عشق واقعی همراه با حس ارتباط عاطفی به مردشان را می‌خواهند. اگر طرفتان احساس کند که فقط بخاطر رابطه‌جنسی سراغ او می‌آیید خیلی زود از شما دور شده و حتی اجازه دست زدن به خود را هم به شما نخواهد داد.

5. نرسیدن به خود
بااینکه ظاهر همه چیز نیست اما زن جذب مردانی که به خود نمی‌رسند، موهایشان ژولیده است، بوی عرق می‌دهند، ناخن‌هایشان بلند شده، دهانشان بو می‌دهد و لباس‌های چروک می‌پوشند نمی‌شوند. علاوه بر این، متناسب نگه نداشتن اندامتان به خانم‌ها نشان می‌دهد که احترامی برای خودتان قائل نیستید و هیچ انگیزه و نظمی در زندگی ندارید.

6. قابل پیش‌بینی بودن
زن‌ها واقعاً از مردان قابل پیش‌بینی که هیچوقت کار متفاوتی انجام نمی‌دهند بدشان می‌آید. آنها عاشق مردانی هستند که سرشار از سورپرایزهای عالی اند.

7. اولویت دادن به دوستانشان
اگر از گذراندن وقت با دوستانتان خیلی بیشتر از همسر یا نامزدتان لذت می‌برید و همسرتان هیچوقت نمی‌تواند ساعتی دونفره با شما داشته باشد، مطمئناً یک جای کار می‌لنگد.

8. مدام بحث کردن
زن‌ها از مردهایی که هر صحبت کوچک را به بحثی ادامه‌دار و مشاجره تبدیل می‌کنند و باعث می‌شود آنها مجبور شوند مدام حالت دفاعی به خود بگیرند خوششان نمی‌آید.

9. دید زدن خانم‌های دیگر جلو چشم آنها
بااینکه نگاه کردن به خانم‌ها برای برخی آقایان مسئله‌ای عادی است (البته نه زیاد از حد آن)، اما وقتی اینکار را جلو زن زندگیتان انجام دهید مشکل‌ساز خواهد شد.

10. وابستگی
اعتمادبه‌نفس و استقلال ویژگی‌هایی بسیار جذاب در آقایان است، اما وابستگی و ناامنی اینطور نیست. زن‌ها دوست ندارند با مردانی باشند که به خودشان اعتماد ندارند و برای روابط، کار و دوستی‌هایشان نیاز به تایید دائمی دارند.

 

نوشته شده در یکشنبه 1393/04/08ساعت 14:44 توسط مریم|

ماجراهاي جالب من و بابام و اينترنت

alt

 

شنبه

می گویم : استادمان گفته دانشجویی که پست الکترونیکی نداشته باشد دانشجو نیست.
می گوید : استادتان غلط کرده ؛ مگر ما دانشجو نبودیم ؟!
می گویم : پدر جان ! شما که تا سیکل بیشتر درس نخواندید ؛ در ثانی من دو ماه است که تمرین ننوشتم !
می گوید : اولا سیکل آن زمان معادل دکترای الان است ، دوما پس این دو ماه چه غلطی می کردی ؟!
می گویم : هیچ ! فقط استادمان تمرین ها را برای دانشجو ها می فرستد ، من هم که دانشجو نیستم !

یک شنبه

پس از مدت ها جروبحث بالاخره پدر جان رضایت داده تا برای من کامپیوتر بخرد !
می گویم : گفتید روی دستگاه مودم هم نصب کنند؟!
می گوید : مودم دیگر چه جانوری است ؟!
می گویم : همان جانوری که پست الکترونیکی دارد !
می گوید : آها !!

دوشنبه

برنامه شوک از تلویزیون پخش می شود ، در این برنامه دختر جوانی که عکس های مبتذلی از او در اینترنت منتشر شده در حال گریه کردن است و می گوید که من فقط یک پست الکترونیکی داشتم !
می گوید : می خواهی آبرویمان را ببری ؟!
می گویم : من بیجا کنم !
می گوید : پس برو این اینترنت را از توی اون دستگاه در بیار و بریزش توی جوب !

سه شنبه

می گوید : نه نخیر ، از بس با این اینترنت گشتی بی ادب شدی !
می گویم : مگر چه کردم ؟!
می گوید : همین که به حرف من گوش نمی کنی یعنی بی تربیت شدی !
می گویم : بخدا این اینترنت آنقدر ها که شنیده اید بد نیست ، اصلا اجازه بدید بهتان نشان بدهم که من چه استفاده ای از آن می کنم.
می گوید : لازم نکرده !! من دست به این جانور نمی زنم ، نجس است !

چهارشنبه

می گوید : وقتی به اینترنت دست میزنی دستهایت را بشور !
می گویم : چطور ؟!
می گوید : مگر نشنیده ای که آنفلوانزای خوکی آمده و به شدت هم ویروس است!
می گویم : به خدا این ویروس با آن ویروس فرق دارد ،
می گوید : ویروس ، ویروس است !

پنج شنبه

می گوید : فیس بوک هم توی همین ذلیل مرده است ؟!
می گویم : بعله !
می گوید : مرگ !

جمعه

می گوید : اینترنت یک اغتشاشگر خارجی است که باید محاکمه شود شما هم غلط می کنی این جنایتکار را در خانه من پناه بدهی !
می گویم : شما این اطلاعات را از کجا می آورید ؟!
می گوید : ساکت باش دارم اخبار بیست و سی را گوش می دهم !

================================================

شوخی های جالب شبکه های اجتماعی

 

1- ملت میرن دانشگاه که درس بخونن، ما هم می ریم که دور هم باشیم.

۲- بهار جان مرسی خیلی خوش گذشت.

اگه محبت کنی ما همون اولای پاییز پیاده می شیم.

 

3- یارو کتاب نوشته چگونه ۱۲۰ سال عمر کنیم بعد خودش تو ۷۲ سالگی مرده.

 

4- به افتخار باباها که یه عمر مثل زامبی ها به جون حقوق و دستمزد و جیباشون افتادیم و اونا هم با سلاح «ندارم ندارم» از خودشان دفاع کردن.

 

5- واسه پیرزن همسایه شکلات بردم خوشحال شد گفت ایشالا بیام عروسیت پسرم. خانم محترم شما خودت دوتا دختر احتکار کردی! خودت دست به کار شو دعا واسه چیه.

 

6- با این گرونی گوشت دیگه آبگوشت داره تبدیل می شه به Off-Goosht.

 

7- گواهینامه گرفتن من یک سال و نیم طول کشید. وقتی بالاخره قبول شدم افسره می خواست شیرینی بده.

 

8- محمدرضا لطفی: ناموسا همه تون منو می شناختین؟

 

9- تو آسانسور خونمونه نوشته تقاضامندیم توی آسانسور سیگار نکشین. زیرش کامنت دادم «چرت نکو، به تو ربطی نداره» دیدم فرداش نوشته «اینجا دوربین داره، گیرت میارم!»

 

10- هر چی بنزین گرون تر می شه، تصورات دختران سرزمینم از اون اسب بالدار منطقی تر به نظر می رسه.

 

11- کاف حرف جالبیه. به آخر مرد که می چسبه تحقیر می کنه، به آخر نارنج که می چسبه تخریب می کنه، ولی به آخر لواش که می چسبه معجزه می کنه!

 

12- اونقدر چاله چوله تو زندگی مون هست که دیگه کاری از دست شهرداری برنمیاد.

 

13- اختلاف طبقاتی یعنی پول ماشینی که بچه پولداره سواره، زیر و بم زندگی من و شما رو تغییر اساسی بده.

 

14- یه تیریپی دارن شاعرا که می گن زیر بارون گریه کردم که تو اشکامو نبینی. حالا موندم اینی که اینقدر تلاش کرده طرف نبینه دیگه چرا خودشو لو می ده؟

 

15- آقا یکی بیاد این فامیلای ما رو توجیه کنه، هنوز دارن میان عید دیدنی.

 

16- یه پشه نشسته رو صورتم، نمی دونم از این پیشکسوت های تابستونه که احترامشو نگه دارم یا از این تازه به دوران رسیده های بهار که بزنم لهش کنم.

 

17- از قدیم گفتن ذهن مردم رو نمی شه بست، ولی خب صاف که می شه کرد. گِل که می شه گرفت!

 

18- روایت است که روزی از لقمان خواستند با اینترنت ایران کار کند، بعد از ۱۰ دقیقه ادبی نماند…

 

19- هر چه از دوست رسد منت است.

 

20- صبحی تو مترو یهو خوابم برد سرم محکم خورد به میله. واسه اینکه جلو ملت ضایع نشم هر چند دقیقه یک بار سرمو می زدم به میله که فکر کنن خیلی داغونم و دارم از قصد می کنم!

 

21- بعضیا آنقدر خوبن که هی باید بهشون دست بزنی مطمئن شی واقعی ان، توهم نیستن.

 

22- مادرا مثل دکترای اورژانسن، مرخصی ندارن، حقوق هم نمی گیرن.

 

23- آقا بالاخره یکی از فانتزیام به وقوع پیوست
مامانم از بیرون اومد تا اومد از چیپسم برداره گفتم:
برو اول دست تو بشور!
آقا یک حالی داد یک حالی داد که نگو…
فقط یکم شکستگی لگنم اذیتم می کنه
ولی تمام کبودیام خوب شده
تازه دکتر گفته تا هفته دیگه گچ دست و پامم باز می کنه!

 

24- انقدری که من تو بچگی برای قلب مریض میزوگی دعا کردم، برای پیدا شدن نیمه گمشدم دعا کرده بودم تا الان سه تا نوه داشتم.

 

25- اگه همایون شجریان آهنگ جام جهانی رو می خوند:
چرا باختی چرا؟

 

26- ایران که هستیم توی سوپرمارکت دنبال جنس خارجی می گردیم بعد خارج که می ریم، می افتیم دنبال جنس ایرانی! وای عزیزم پفک نمکی!

 

27- غمگینم…
مثل مردی که روز تولد زنش افتاده روزِ مرد.

 

28- فکر نکن جدایی ما مثل نادر و سیمینه که خرس طلا بگیره
به ما سر سگ هم نمیدن، برگرد سر زندگیت!

 

29- تو صنف آرایشگرای زنونه یه قانونی وجود داره به نام «دوبار که بشوری می شه همونی که می خواستی»

 

30- کاش بالای سر بعضیا یه ضربدر کوچولو بود که هر وقت حوصله شونو نداشتی روش کلیک کنی، طرف بسته بشه.

 

31- خورشت قورمه سبزی و خورشت کرفس مثل بچه های یه خانواده هستن
که یکیشون دکتر شده اون یکی توی سبزی فروشی شاگردی می کنه.

 

32- دوست داشتن کسی که دوست تان ندارد مثل این است که در فرودگاه منتظر کشتی باشید.

 

33- یکی از معضلات زندگیم اینه که به مادرم ثابت کنم من با سوپ سیر نمی شم. سوپ غذا نیست، تفریحه.

 

34- یارو خرش می میره، دوستاش برای اینکه مسخرش کنن میرن خونش بهش تسلیت می گن.
یارو می گه: من اصلا نمی دونستم خرم این همه فامیل داره وگرنه تالار می گرفتم!

 

35- دخترتون رو آوردیم، نون و پنیر رو بردیم!
آثار تحریم ها – جلد سوم

 

36- آمار فروش بالای کتاب در نمایشگاه امسال نشون میده که به رغم مشکلات اقتصادی، مردم هنوز برای دکوراسیون خونشون اهمیت قائلن.

 

37- بچه بودم بابام گفت: بشین موهاتو آلمانی بزنم.
گند زد تو سرم مجبور شد از ته بزنه…
بعدش گفت: طوری نیست حالا آمریکایی شد.

 

38- یعنی یه جوری جوش زدم که هر کی منو می بینه سریع می فهمه می خوام برم عروسی.

نوشته شده در یکشنبه 1393/03/11ساعت 12:2 توسط مریم|

 رنگ هایی که شخصیت شما را لو میدهند

(شخصیت شناسی با رنگ ها)


 قرمز

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


رنگ قرمز نشانگر خیال، شوق، تجمل، شجاعت و رقابت است. افرادی که رنگ قرمز را به عنوان رنگ مورد علاقه‌شان بر می‌گزینند بسیار رومانتیک هستند. آن‌ها عاشق نشان دادن محبت به همه هستند. پرجوش و سرشار از سرزندگی‌اند. عاشق توجه هستند. دوست دارند گل سرسبد باشند. آن‌ها حاضرند در برابر تقریباً همه چیز مقاومت به خرج دهند. سرگرمی‌های بسیار زیادی داشته و دوست دارند در هر کاری که وارد می‌شوند بهترین باشند. همچنین عاشق زرق و برق و تجمل هستند.
 


آبی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


آبی رنگی شاهانه، آرام بخش و سرد است. دوستداران رنگ آبی عموماً خون گرم و فروتن هستند. آن‌ها از قوه طنز برخوردار بوده و به سادگی با دیگران عیاق می‌شوند. زیاد درباره آینده نگرانی ندارند. آن‌ها طرفدار جمله هرچه پیش آید خوش آید هستند. اگرچه متناقض آن نیز مشاهده شده است. از آنجایی که چندین قرن رنگ آبی را مربوط به اشرافیت می‌دانستند، در نتیجه افراد اصیل خود را "دارای خون آبی" می‌نامیدند، حتی تا به امروز این همبستگی وجود دارد. افرادی که رنگ آبی را دوست دارند معمولاً سطح بالا و به طور طبیعی تند مزاج هستند. به بیان دیگر، افرادی که رنگ آبی را دوست دارند می‌توانند صفات متفاوتی را کسب کنند. می‌توانند بسیار سطح بالا یا فروتن و یا ترکیبی از هر دو را از خود نشان دهند.
 


مشکی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


اغلب رنگ مشکی رنگی بسیار منفی شناخته شده است و رنگی بر خلاف مثبت اندیشی است. دوستداران این رنگ همه چیز را در زندگی با کمی نمک به روی آن می‌پذیرند. آن‌ها از ریسک کردن متنفر بوده و همیشه از اینکه جلب توجه کنند گریزانند. مشکی رنگ قدرتمندی است و به سادگی می‌تواند با رنگ‌های دیگر ترکیب شود ولی می‌تواند بر هر رنگی که مخلوط شده غلبه کند. دوستداران این رنگ قدرت را در رهبری به دست می‌گیرند. آن‌ها ممکن است خجالتی باشند ولی وقتی که بتوانند از پیله خود بیرون بیایند بسیار قابلیت قدرت را خواهند داشت.

 


سفید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


سفید بیانگر صلح، شفقت و خلوص است. افرادی که رنگ سفید را دوست دارند بسیار متواضع و مهربان هستند. رنگ سفید وقتی با دیگر رنگ‌ها مخلوط شود به سادگی با آن‌ها ترکیب می‌شود و دوستداران این رنگ هم همین کیفیت را دارند. آن‌ها به سادگی با محیط و موقعیت‌ها خود را وفق می‌دهند. همچنین بسیار از خود گذشتگی دارند و اغلب دیگران را به خود ترجیح می‌دهند. برخلاف رنگ مشکی آن‌ها مثبت اندیش هستند.
 


سبز

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


سبز رنگ مقاومت و مصمم بودن است. دوستداران این رنگ اغلب جاه طلب، سخت کوش، شجاع و لجوج هستند. به محض اینکه معطوف چیزی شوند دیگر دست بردار نیستند. آن‌ها از این که به راحتی حرف خود را بزنند کمتر واهمه دارند. دوست دارند حرف آخر را در هر بحثی بزنند.
 


نارنجی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


نارنجی رنگ انرژی، هیجان و گرماست. رنگ قدرت و ریاست است. همچنین نمایان گر روحیه رقابتی به عنوان یک جنگجو است. برای دوستداران این رنگ موقعیت از دست رفته بدترین چیزی است که ممکن است برای آن‌ها رخ دهد. شجاع بوده و اشتیاق بسیار زیادی برای یادگیری چیزهای جدید دارند. بسیار با نفوذند و قابلیت تحریک کردن دیگران را دارند. مردم اغلب برای تشویق و نصیحت به آن‌ها رجوع می‌کنند.
 


زرد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


زرد رنگ نور خورشید است. دوستداران این رنگ قدرت روشن کردن زندگی نزدیکان و عزیزانشان را دارند. با روحیه مثبت اندیش و دوستانه‌ای که دارند واقعاً می‌توانند زندگی را زیبا کنند. آن‌ها به طور مطلق عاشق یافتن دوست‌های جدید هستند. آن‌ها برای مصاحبت افراد فوق‌العاده‌ای هستند چرا که هیچ وقت از روشنی بخشیدن باز نمی‌ایستند. همچنین دوستان وفادار با درک بسیار بالا هستند. خلاقیت و ابتکار دیگر خصوصیت آن‌ها است.

 


بنفش

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


بنفش به عنوان رنگی شاهانه در نظر گرفته می‌شود. دوستداران این رنگ به سمت معنویت تمایل داشته و رگه‌هایی از خلاقیت در آن‌ها دیده می‌شود. همیشه ایده‌های شگفت انگیزی ارائه می‌دهند و اگر شما هیچ ایده‌ای در مورد چیزی نداشته باشید می‌توانید به آن‌ها تکیه کنید اگرچه آن‌ها اغلب خود را برتر از دیگران می‌دانند.

 

نوشته شده در یکشنبه 1393/02/07ساعت 11:31 توسط مریم|

Design By : Mihantheme